از بس فقط به سینه زدم سنگ عشق را
از یاد برد آینهام رنگ عشق را
در گیر و دار وصل و جدایی معلقم
از هر طرف رها کنی آونگ عشق را
لیلا حریف این دل سهرابوار نیست
گردآفرید من! تو بزن زنگ عشق را
می دانم این شراب بهانه ست دم نزن
زهرم نکن چشیدن نیرنگ عشق را
حتا اگر به قیمت خون است میخورم
نیرنگ با سکوت همآهنگ عشق را
فرصت نماندهاست همآورد من! بیا
آغاز کن به لب گزهای جنگ عشق را