بوسه وقتی بر لبانش گرم و شیرین مینشیند
پلکهایش از خجالت زود پایین مینشیند
میرسد مثل نسیمی پای کرده کفش رفتن
- « تازه از راه آمدی یک لحظه بنشین »
...مینشیند
مثل گلبرگی که حتی تاب شبنم را ندارد
بر لبانش واژگان انگار سنگین مینشیند
گیج و خوابآلوده برمیگردد از رویاش روحم
چند لحظه با تعجب روی بالین مینشیند