تبليغاتX
چهارچوب
 

 

بوسه وقتی بر لبانش گرم و شیرین می­نشیند

پلک­هایش از خجالت زود پایین می­نشیند

 

می­رسد مثل نسیمی پای کرده کفش رفتن

- « تازه از راه آمدی یک لحظه بنشین »

 ...می­نشیند

 

مثل گل­برگی که حتی تاب شبنم را ندارد

بر لبانش واژگان انگار سنگین می­نشیند

 

گیج و خواب­آلوده بر­می­گردد از رویاش روحم

چند لحظه با تعجب روی بالین می­نشیند

 

 

نوشته شده توسط امیرحسین نیکزاد در جمعه بیست و ششم آبان 1385